عطا ملك جوينى

353

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

الأمر فيه هيّن ، امّا تاريخ اتمام مهديّه و انتقال مهدى از رقّاده بدان شهر ما بين مورّخين خلافى نيست كه در سنهء سيصد و هشت بوده است در ماه شوّال ، ( 33 ) ص 158 س 4 ، برادر بو عبد اللّه يوسف ، نام برادر ابو عبد اللّه شيعى را ابن الأثير « 1 » و صاحب دستور المنجّمين « 2 » و مقريزى در اتّعاظ الحنفاء « 3 » ابو العبّاس محمّد نگاشته‌اند و ابن خلّكان « 4 » و مقريزى در موضع ديگر از همان كتاب مذكور « 5 » ابو العبّاس احمد ، و غالب مورّخين اصلا متعرّض ذكر نام او نشده فقط يكنيه يا لقب او ابو العبّاس المخطوم « 6 » اقتصار كرده‌اند ، و تاكنون در هيچ موضعى به نظر نرسيد كه نام او را چنان كه در متن است يوسف نگاشته باشند ، ( 34 ) ص 158 س 6 - 7 ، « و استيلاى او در سنهء ستّ و تسعين و مائتين بود » ، تاريخ جلوس مهدى فاطمى را بعضى از مورّخين مانند مؤلّف در اينجا و صاحب دستور المنجّمين « 7 » در سال 296 ولى اغلب « 8 » در سال 297 ضبط كرده‌اند ، و علّت اين جزئى اختلاف از آنجاست كه ظهور مهدى در سجلماسه يعنى خلاص نمودن ابو عبد اللّه شيعى مهدى و پسرش قائم را از

--> ( 1 ) ج 8 ص 18 در حوادث سنهء 296 ، ( 2 ) ورق b 335 ، ( 3 ) ص 27 ، ( 4 ) ج 1 ص 178 در باب حاء در شرح احوال ابو عبد اللّه شيعى « الحسين بن احمد » ، ( 5 ) ص 38 ، ( 6 ) مخطوم در لغت بمعنى شترى است كه بينى او را مهار كرده باشند يا بر بينى و چهرهء او بپهنا داغى شبيه بمهار نهاده باشند ، شايد ابو العبّاس مذكور را چنين علامتى بر چهره و بينى بوده است ، ( 7 ) نسخهء پاريس ورق b 335 ، ( 8 ) رجوع شود بابن الأثير ج 8 ص 19 در حوادث سنهء 196 ، و ابن خلّكان در شرح احوال مهدى « عبيد اللّه » ج 1 ص 294 ، و اتّعاظ الحنفاء مقريزى ص 44 ،